شمارهٔ ۱۰۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دل ز دست غم مده گر شادمانی بایدت
۲
مرد جانان باش اگر جان و جوانی بایدت
۳
رنج هجران کش ای اگر می وصل خواهی ای پسر
۴
چون زمین شو پست اگر می آسمانی بایدت
۵
وصل جانان را به جان باید خریدن بی مکاس
۶
کی توانی یافتن تا رایگانی بایدت
۷
اولین گامت قدم بر کام دل باید نهاد
۸
مشکلا گر کام دل در کامرانی بایدت
۹
هر دو می ندهند آن جا پس همی یک رنگ شو
۱۰
این جهانی باز ده گر آن جهانی بایدت
۱۱
هر دو بگذار و بمیر از پیش مرگ
۱۲
گر همی در زندگانی زندگانی بایدت