شمارهٔ ۸۲۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
منم که قبلۀ جان با جمالت آوردم
۲
همین که نامِ تو گفتند حالت آوردم
۳
ترا ندیده هنوز آشنا بدم یعنی
۴
که عشق روز ازل بر جمالت آوردم
۵
به حکمِ شرع مرا با تو بر دلی دعوی ست
۶
که تن ز چاهِ زنخ دان به خالت آوردم
۷
ضعیف گشتم و با خاطرم نطق زد عشق
۸
بدیهه گفت کنون با کمالت آوردم
۹
میانِ صبر و خیالت مقالتی شد و من
۱۰
ز جانبین سخن با وصالت آوردم
۱۱
به پیشِ دشمنِ من گفته ای که من باری
۱۲
ز دوستیِ فلانی ملالت آوردم
۱۳
نخست روز که گفتی نزاری آن تو نیست
۱۴
یقین نبودم و شک بر محالت آوردم
