زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۲۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چندان که در سلوک ز خود پیش تر شدم
۲
هر بار زنده باز به جانی دگر شدم
۳
چون بازِ چشم دوخته بودم به دستِ شاه
۴
خوش خوش به روشنایی او دیده ور شدم
۵
از تنگ نایِ هستیِ خود چون مجال نیست
۶
تا پادشه نزول کند من به در شدم
۷
خود هیچ کس نگفت که آخر مگر کسی
۸
در پرده دیده ام که چنین پرده در شدم
۹
آشفته مغز بودم و شوریده سر بسی
۱۰
در هر زمان به مستی و رندی سمر شدم
۱۱
هرگز به روزگارِ جوانی نبوده ام
۱۲
دیوانه تر ازین که به پیرانه سر شدم
۱۳
گفتم گذر کنم به کنارِ محیطِ عشق
۱۴
خود آب درگذشت ز سر تا خبر شدم
۱۵
تا بوده ام تتبّع عشّاق کرده ام
۱۶
نه بر مجاز پس رو عقل و نظر شدم
۱۷
لیلی ز در درآمد و مجنون ز هوش رفت
۱۸
گل با چمن رسید وز بلبل بتر شدم
۱۹
فرهاد وار شورِ نزاری جهان گرفت
۲۰
شیرین سخن چنین ز لبِ چون شکر شدم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.