زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شب ها همه شب در انتظارم
۲
تا دوست نظر کند به کارم
۳
او حاضرِ وقت و من نبینم
۴
او با من و من خبر ندارم
۵
کس را غمِ روزگارِ من نیست
۶
من خود سرِ این طمع نخارم
۷
زین شور که در جهان فکندی
۸
شوریده شده ست روزگارم
۹
باید که به دوستان رسانم
۱۰
عمری که به هرزه می گذرانم
۱۱
زیرا که مهم تر از همه چیز
۱۲
این است که باز می گزارم
۱۳
گر پای نمی نهم درین راه
۱۴
از دست بمی رود نگارم
۱۵
هر چیز که با من است حالی
۱۶
فی الجمله به دوست می سپارم
۱۷
با هم نفسی به آخر الامر
۱۸
آخر نفسی مگر برآرم
۱۹
تیمار نمی برد خزانم
۲۰
غم خوار نمی شود بهارم
۲۱
هر سال همان که پار دادند
۲۲
از هفت و شش و سه و چهارم
۲۳
از پای دراوفتاد عقلم
۲۴
از دست برفت اختیارم
۲۵
گر دی بودم نزاری ام روز
۲۶
بنگر به چه زاریانِ زارم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.