زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۸۷۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در انتظار وصال تو عمر می گذرانم
۲
قرار عهد بر این بود و من هنوز برآنم
۳
چه روزگار به سر برگذشت و عمر به سر شد
۴
که من ز دست تو بر سرزنان و جامه درانم
۵
تو فارغ از من و من از پی قدوم وصولت
۶
دو دیده بر سر ره مانده هم چو منتظرانم
۷
اگر چه در نظر صورتم به شکل نیایی
۸
ولی به چشم ملاقات معنوی نگرانم
۹
{در متن چاپی افتادگی دارد} با رقیب کوی تو گفتم
۱۰
اگر به لطف نمی خوانیم به قهر مرانم
۱۱
جواب داد که این جا مگرد بیش و حذر کن
۱۲
که من ملازم این در به دفع کژ نظرانم
۱۳
محیط عشق و به گرداب درفتاده چه کوشم
۱۴
دگر زمانه نه ممکن که افکند به کرانم
۱۵
ز بس که بر سر سودا کشیده می کنم اقداح
۱۶
سبک شدند دماغ و دل از شراب گرانم
۱۷
بهشت نقد نزاری تویی و بس که مذکِّر
۱۸
به حور نسیه نیارد فریفت چون دگرانم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.