زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۸۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دلِ درمانده به حبس وطن
۲
لافِ سرا پرده‌ی بالا مزن
۳
ما و منِ توست حُجُب در میان
۴
این حُجُباتِ من و ما برفکن
۵
ورنی در قطعِ‌طریقِ کمال
۶
نیست حجابی بتر از ما و من
۷
دعویِ‌اخلاص و محبت مکن
۸
پس چو مرایی به ریا جان مکن
۹
یا برو و پس روی او مکن
۱۰
یا کمِ جان گیر و برستی ز تن
۱۱
یا به مقاماتِ محبت در آی
۱۲
یا سرِ خود گیر و زما بر شکن
۱۳
در رهِ اخلاص مبین کفر و دین
۱۴
در صفِ عشّاق مبین مرد و زن
۱۵
بوشِ عطا می‌کنی ای اصلِ‌بخل
۱۶
لاف صفا می‌زنی ای دُردِ دَن
۱۷
شخص ز همسایگی‌ات در عذاب
۱۸
روح ز هم خانگی‌ات در محن
۱۹
با که توان گفت که من سال و ماه
۲۰
در چه عذابم ز دلِ خویشتن
۲۱
مغز تهی کردم و رمز آشکار
۲۲
هیچ نه سِر ماند به من نه عَلَن
۲۳
آری اگر چند صدف شد تهی
۲۴
کم نشود قیمتِ دُرّ عَدَن
۲۵
قصّه چه گویم که به جان آمده‌ست
۲۶
کار نزاری ز دلِ پر فتن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.