زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۹۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آخر ای ظالم خدا را یاد کن
۲
بنده را بندِ غم آزاد کن
۳
یا به مکتوبی روانم تازه‌دار
۴
یا به پیغامی دلم را شاد کن
۵
گر چه با دست این سخن در گوشِ تو
۶
از دو زلفت حلقه‌ای برباد کن
۷
آخرم روزی به شیرینی بپرس
۸
وآنگهم واله‌تر از فرهاد کن
۹
با تو یاری گفته بود از راهِ‌عجز
۱۰
چاره‌ی این کُشته‌ی بی‌داد کن
۱۱
گفته[ای] من از کجا او از کجا
۱۲
هر که را دردی‌ست گو فریاد کن
۱۳
یا طمع بگسل نزاری از وصال
۱۴
یا دلی از آهن و فولاد کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.