شمارهٔ ۱۱۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چو درد دلست این که من درفتادم؟
۲
که در دام عشق تو دلبر فتادم
۳
چه بد کرده بودم که ناگاه ازین سان
۴
بدست تو شوخ ستمگر فتادم
۵
به میدان عشق تو در ، اسب سودا
۶
همی تاختم تیز و در سر فتادم
۷
بدین گونه هرگز نیفتادم ار چه
۸
درین شیوه صد بار دیگر فتادم
۹
مرا با چنین صبر و دل عشق بازی
۱۰
نبود اختیاری ، ولی در فتادم
۱۱
ز غرقاب این غم رهایی نیابم
۱۲
که در موج دیده چو لنگر فتادم
۱۳
خیال لب و زلف و رویش بدیدم
۱۴
بسر در گل و مشک و شکر فتادم
۱۵
بلغزید دستم از آن زلف مشکین
۱۶
بدان چاه سیمینش اندر فتادم
۱۷
در آن چاه جانم خوش افتاد لیکن
۱۸
ز بدبختی خویش بر در فتادم