عبدالقادر گیلانی · غزلیات

شمارهٔ ۳۹ - غافل از احوال مظلومان

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
درجهان امروز بی پروا مباش
۲
فارغ از اندیشه فردا مباش
۳
کشتی ای پیداکن و بنشین در او
۴
ایمن از غرقاب این دریا مباش
۵
غافل از احوال مظلومان مشو
۶
بی خبر از ناله شبها مباش
۷
درپی خود کن دعاگویان نیک
۸
بد مکن با مردمان تنها مباش
۹
دل بسی در جنّت و اخری مبند
۱۰
بی هوای جنّت المأوی مباش
۱۱
کار درویشان و مسکینان برآر
۱۲
یادکن از مرگ و دردافزامباش
۱۳
نیکوئی می کن ،نیکو نام شو
۱۴
بد مکن مشهور در ایذا مباش
۱۵
دادخواهی را چو بینی داد ده
۱۶
در دکان و جاه بی سودا مباش
۱۷
زیردستان را تو از پا درمیار
۱۸
غرّه این فرق فرقد سا مباش
۱۹
خلق را محیی تو ناصح گشته ای
۲۰
پیرو این نفس بی پروا مباش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.