شمارهٔ ۱۰۴۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
باز مرا مست کرد بویِ عرق چینِ تو
۲
در سرم افتاد شور ز آن لبِ شیرینِ تو
۳
عنبرِ زلفِ تو برد رونقِ مشکِ ختا
۴
قاعدۀ نو نهاد طرّه پر چینِ تو
۵
نافۀ آهویِ چین خشک شد از رشکِ آنک
۶
هم چو بلورِ ترست نافۀ سیمینِ تو
۷
بستر و بالینِ من نیست به جز خاک و خشت
۸
رقصکنان هندوان بر گلِ نسرین تو
۹
گر دُرر چشم من جمع کند جوهری
۱۰
باز نداند کس از خوشۀ پروین تو
۱۱
حسن و جمال و جلال این همه داری و لیک
۱۲
رسمِ وفا پروری نیست در آیین تو
۱۳
شد دلِ تنگم خراب نی غلطم خونِ ناب
۱۴
راست بگویم ز چه از دلِ سنگینِ تو
۱۵
عیب نزاری کنی گر کند آشفتگی
۱۶
شیفته میداردش بویِ عرق چینِ تو
