متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای من به وفای تو رسیده
۲
وز تو همه نقض عهد دیده
۳
آهو چشما چرا چو مجنون
۴
یک‌باره شدی ز ما رمیده
۵
هر شب ز غمت هزار طوفان
۶
دیدیم ز رستخیز دیده
۷
در آرزوی رخِ تو هر دم
۸
جانی دارم به لب رسیده
۹
بنگر که چه‌گونه شد به یک‌بار
۱۰
ناگاه ز بختِ بغنویده
۱۱
پیمانِ نگار ما شکسته
۱۲
پیوندِ وصال ما بریده
۱۳
ای کاش که بودمی به عمری
۱۴
پیغام تو از کسی شنیده
۱۵
بی‌چاره نزاری از تو شب‌ها
۱۶
خون خورده و غصه‌ها کشیده
۱۷
با این همه روز و شب نبوده‌ست
۱۸
بی یادِ تو جرعهٔی چشیده
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.