بخش ۴۰ - صفت آن عجوز
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چونک مجلس بی چنین پیغاره نیست
۲
از حدیث پست نازل چاره نیست
۳
واستان هین این سخن را از گرو
۴
سوی افسانهٔ عجوزه باز رو
۵
چون مسن گشت و درین ره نیست مرد
۶
تو بنه نامش عجوز سالخورد
۷
نه مرورا راس مال و پایهای
۸
نه پذیرای قبول مایهای
۹
نه دهنده نی پذیرندهٔ خوشی
۱۰
نه درو معنی و نه معنیکشی
۱۱
نه زبان نه گوش نه عقل و بصر
۱۲
نه هش و نه بیهشی و نه فکر
۱۳
نه نیاز و نه جمالی بهر ناز
۱۴
تو بتویش گنده مانند پیاز
۱۵
نه رهی ببریده او نه پای راه
۱۶
نه تبش آن قحبه را نه سوز و آه
