Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
نظامی · خمسه

بخش ۳۴ - بزم اسکندر با نوشابه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیا ساقی از باده جامی بیار
۲
ز بیجاده گون گل پیامی بیار
۳
رخم را بدان باده چون باده کن
۴
ز بیجاده رنگم چو بیجاده کن
۵
به جشن فریدون و نوروز جم
۶
که شادی سترد از جهان نام غم
۷
جهاندار بنشست بر تخت خویش
۸
نشستند شاهان سرافکنده پیش
۹
نوازندگان می و رود و جام
۱۰
برآراسته دست مجلس تمام
۱۱
می نوش و نوشابهٔ چون شکر
۱۲
عروسان به گردش کمر در کمر
۱۳
در آن مجلس اسکندر فیلقوس
۱۴
نکرد التفاتی به چندان عروس
۱۵
یکی آنکه خود بود پرهیزگار
۱۶
دگر در حرم کرد نتوان شکار
۱۷
یکایک همه لشگر از شرم او
۱۸
نگشتند یک ذره ز آزرم او
۱۹
هوا سرد و خرگاه خورشید گرم
۲۰
زمین خشگ و بالین جمشید نرم
۲۱
برون رفت از چاه دلو آفتاب
۲۲
به ماهی گرفتن سوی حوض آب
۲۳
درم بر درم کیسهٔ کوه و شخ
۲۴
گره بسته چون پشت ماهی ز یخ
۲۵
دمه دم فروگیر چون چشم گرگ
۲۶
شده کار گرگینه دوزان بزرگ
۲۷
سرین گوزن و کفلگاه گور
۲۸
به پهلوی شیران درآورده زور
۲۹
کباب‌تر از ران آهوی‌تر
۳۰
نمک ریخته آب را بر جگر
۳۱
ز باریدن ابر کافور بار
۳۲
سمن رسته از دستهای چنار
۳۳
بنفشه نکرده سر غنچه تیز
۳۴
چو برگ بهار آسمان برف ریز
۳۵
درخت گل از باد آبستنی
۳۶
شکم کرده پر بچه رستنی
۳۷
دهن ناگشاده لب آبگیر
۳۸
که آمد لب سبزه را بوی شیر
۳۹
صبا بلبلان را دریده دهل
۴۰
ز نامحرمان روی پوشیده گل
۴۱
شده بلبله بلبل انجمن
۴۲
چو کبک دری قهقهه در دهن
۴۳
ز رخسار میخوارگان رنگ می
۴۴
بهر گوشه‌ای گل برآورده خوی
۴۵
به عذر شب دوش فرمود شاه
۴۶
که آتش فروزند در بزمگاه
۴۷
برآراست از زینت و زر و زیب
۴۸
چو باغ ارم مجلسی دل‌فریب
۴۹
درو آتشی چون گل افروخته
۵۰
گل از رشک آن گلستان سوخته
۵۱
شده خار از آتش چون زر به دست
۵۲
نه چون خار زردشتی آتش پرست
۵۳
به مشکین زکال آتش لاله رنگ
۵۴
درافتاده چون عکس گوهر به سنگ
۵۵
به آتش بر آن شوشهٔ مشک سنج
۵۶
چو مار سیه بر سر چاه گنج
۵۷
ز بی رحمتی داده پیر مجوس
۵۸
سواد حبش را به تاراج روس
۵۹
ز هندوستان آمده جوزنی
۶۰
بهر جو که زد سوخته خرمنی
۶۱
مغی ارغوان کشته بر جای جو
۶۲
بنفشه دروده به وقت درو
۶۳
سیاهی به مازندران برده مشک
۶۴
بدل کرده با شوشهٔ زر خشک
۶۵
ز هندو زنی خانه پر خون شده
۶۶
همه آبنوسش طبر خون شده
۶۷
به چین کرده صقلابیی ترکتاز
۶۸
سموری به برطاسیی کرده باز
۶۹
بلالی برآورده آواز خوش
۷۰
صلا داده در روم و خود در حبش
۷۱
بر آواز او زنگی قیرگون
۷۲
گشاده ز دل زهره وز دیده خون
۷۳
دبیری قلم رسته از پشت او
۷۴
قلمهای مشکین در انگشت او
۷۵
نشسته جوانمردی اطلس فروش
۷۶
ز خاکستری پیر زن درع پوش
۷۷
ز بهر پلاسی رسن تافته
۷۸
بجای پلاس اطلسی یافته
۷۹
چو در کوره‌ای مرد اکسیر گر
۸۰
فرو برده آهن برآورده زر
۸۱
شراره که اکسیر زر ساخته
۸۲
ز هر سو به دامن زر انداخته
۸۳
به خار از بر شعلهٔ آذری
۸۴
چو بر سرخ گل شعر نیلوفری
۸۵
سفالی ز ریحان برآراسته
۸۶
به ریحانی از بیشه‌ها خاسته
۸۷
نه آتش گل باغ جمشید بود
۸۸
کلیچه پز خوان خورشید بود
۸۹
فروزندهٔ گوهر نیک و بد
۹۰
رفیق مغ و مونس هیربد
۹۱
شکفته گلی خورد او خار بن
۹۲
به دیدار تازه به گوهر کهن
۹۳
ترنم سرای تهی مایگان
۹۴
پیام آور دیگ همسایگان
۹۵
ترنگا ترنگی که زد ساز او
۹۶
به از زند زردشت و آواز او
۹۷
بدین زندگی آتش زند سوز
۹۸
بر افروخته شاه گیتی فروز
۹۹
چو برگ گل سرخ بر شاخ سرو
۱۰۰
بر او گاه دراج و گاهی تذرو
۱۰۱
ز بسد چناری برافراخته
۱۰۲
بر او کبک نالنده چون فاخته
۱۰۳
اگر پای بط بر سر آرد چنار
۱۰۴
بر او سینهٔ بط زند زیر زار
۱۰۵
تن بط بود در خور آبگیر
۱۰۶
چو بر آتش آری برآرد نفیر
۱۰۷
در آن باغ مرغان به جوش آمده
۱۰۸
ز هر یک دگرگون خروش آمده
۱۰۹
ستا زن برآورده بانگ سرود
۱۱۰
سرودی نوآیین‌تر از صد درود
۱۱۱
جگرها به خون در نمک یافته
۱۱۲
نمک را ز حسرت جگر تافته
۱۱۳
شکر بوزه با نوک دندان دراز
۱۱۴
شکر خواره را کرده دندان دراز
۱۱۵
کباب تر و بوی افزار خشک
۱۱۶
اباهای پرورده با بوی مشک
۱۱۷
ز ریچارها آنچه باشد عزیز
۱۱۸
ترنج و به و نار و نارنج نیز
۱۱۹
مغنی چو زهره به رامشگری
۱۲۰
صراحی درخشنده چو مشتری
۱۲۱
به گلگون گلابی دلاویزتر
۱۲۲
نشانده جهان از جهان درد سر
۱۲۳
همه ساز آهنگها نرم خیز
۱۲۴
بجز ساز کاهنگ او بود تیز
۱۲۵
همه پخته بودند یاران تمام
۱۲۶
بجز باده کو در میان بود خام
۱۲۷
سکندر ز مستی شده نیم‌خواب
۱۲۸
روان آب در چنگ و چنگی در آب
۱۲۹
می و مرغ و ریحان و آواز چنگ
۱۳۰
بتی تنگ چشم اندر آغوش تنگ
۱۳۱
کسی کاین مرادش میسر شود
۱۳۲
گرش جو نباشد سکندر شود
۱۳۳
به یاد شه آن مشتری پیکران
۱۳۴
چو زهره کشیدند رطل گران
۱۳۵
چو یک نیمه از روز روشن گذشت
۱۳۶
فلک نیمه راه زمین در نوشت
۱۳۷
بفرمود شه تا رقیبان گنج
۱۳۸
کشند از پی میهمان پای رنج
۱۳۹
زر و زیور آرند خروارها
۱۴۰
ز سیفور و اطلس شتر بارها
۱۴۱
ز جنس حبش خادمی نیز چند
۱۴۲
به دیدار نیکو به بالا بلند
۱۴۳
بسی نافه مشک و دیبای نغز
۱۴۴
کز ایشان فزوده شود هوش و مغز
۱۴۵
ز مرد نگینهای با آب و رنگ
۱۴۶
در و لعل و فیروزه بی وزن و سنگ
۱۴۷
یکی تاج زرین زمرد نگار
۱۴۸
برآموده از لؤلؤی شاهوار
۱۴۹
پرندی مکلل به یاقوت و در
۱۵۰
همه درزش از گرد کافور پر
۱۵۱
عماری و اشتر به هرای زر
۱۵۲
عماری کشان جمله زرین کمر
۱۵۳
چنین زیور نغز گوهر نشان
۱۵۴
به نوشابه دادند گوهر کشان
۱۵۵
بپوشید نوشابه تشریف شاه
۱۵۶
چو تشریف خورشید رخشنده ماه
۱۵۷
جداگانه از بهر هر پیکری
۱۵۸
بفرمود پرداختن زیوری
۱۵۹
به اندازه هر یکی چیز داد
۱۶۰
بپوشیدشان بردنی نیز داد
۱۶۱
پریچهره با آن پری پیکران
۱۶۲
شدند از بسی گنج و گوهر گران
۱۶۳
زمین بوسه دادند بر شکر شاه
۱۶۴
به خرم دلی برگرفتند راه
۱۶۵
ازان کان چو گوهر گرای آمدند
۱۶۶
چو گنجی روان باز جای آمدند

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۴ نیازمند تصمیم۴ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

ساقی واسطه

بازنمایی کهن‌الگو ← ساقی واسطه

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

ساقی

شامل شخصیت ← ساقی

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira