زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
نماد

خرابات

پیشنهادی

فضای نمادین بیرون از قراردادهای ظاهرگرایانه و محل تحول یا رندی.

· پیشنهادی
ویرایش مشخصات موجودیت
نوع ادبی موجودیت در این مسیر تغییر نمی‌کند؛ تغییر هویت با workflow ادغام/تکراری انجام می‌شود.
گزارش تکراری یا پیشنهاد ادغام
۱۷۵وقوع در ۸۱ شعر
شاعرهمهخیامفردوسیحافظمولوینظامیسعدیپروین اعتصامیعطارسناییوحشیرودکیناصرخسرومنوچهریفرخی سیستانیخاقانیمسعود سعد سلمانانوریاوحدیخواجوی کرمانیعراقیصائب تبریزیشیخ محمود شبستریهاتف اصفهانیابوسعید ابوالخیرملک‌الشعرای بهارباباطاهرمحتشم کاشانیشیخ بهاییسیف فرغانیفروغی بسطامیعبید زاکانیامیرخسرو دهلویشهریارعبدالواسع جبلیفخرالدین اسعد گرگانیفیض کاشانیسلمان ساوجیرهی معیریاقبال لاهوریبیدل دهلویقاآنیکساییعرفیرضی‌الدین آرتیمانیخلیل‌الله خلیلینصرالله منشیهلالی جغتاییشاه نعمت‌الله ولیاسدی توسیهجویریمهستی گنجویشاطرعباس صبوحیباباافضل کاشانیابن حسام خوسفیرشیدالدین وطواطجامیعمان سامانیفایزعنصریازرقی هرویامیر معزیحکیم نزاریسعدالدین وراوینیکمال‌الدین اسماعیلظهیر فاریابیعبدالقادر گیلانینیما یوشیجاحمد شاملوسهراب سپهریفروغ فرخزادمهدی اخوان ثالثبهرام سالکی
اثرعطار ← دیوان اشعارعطار ← منطق‌الطیرعطار ← الهی نامهعطار ← بلبل نامهعطار ← اسرارنامهعطار ← خسرونامهعطار ← مختارنامهعطار ← سی فصلعطار ← بیان الارشادعطار ← بی‏سرنامهعطار ← هیلاج نامهعطار ← مظهرعطار ← جوهرالذاتعطار ← مظهرالعجایبعطار ← مصیبت نامهعطار ← وصلت نامهعطار ← نزهت الاحبابعطار ← پندنامهعطار ← اشترنامهعطار ← عطارعطار ← تذکرة الأولیاء

نمای پژوهشی

تعداد وقوع لفظی۱۷۵
شعرهای دارای وقوع لفظی۸۱
شاهد ثبت موجودیت۰
شاعران۱
ارتباط‌های تأییدشده۰

خاستگاه و وضعیت

منبعپیشنهاد واژگانی
نوع دادهپیشنهاد ماشینی

فرادادهٔ خاستگاه در نمای پژوهش آشکار است؛ این اطلاعات در تجربهٔ عمومی بر متن غلبه نمی‌کند.

شواهد مستقیم

۸۱ مورد
حضور در متن۳ شاهد

غزل شمارهٔ ۱۵

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

سحرگاهی شدم سوی خرابات
حضور در متن۴ شاهد

غزل شمارهٔ ۳۷

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

تو را در ره خراباتی خراب است
حضور در متن۲ شاهد

غزل شمارهٔ ۴۳

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

بیا که قبلهٔ ما گوشهٔ خرابات است
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۵۳

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

که خود را از خرابات اوفگند است
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۷۶

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

مرا کعبه خرابات است امروز
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۹۶

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

خراباتی است پر رندان سرمست
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۱۰۰

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

در خرابات خرابی می‌روم
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۱۹۰

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

درد خرابات خورد ذوق می عشق یافت
حضور در متن۶ شاهد

غزل شمارهٔ ۲۰۸

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

عزم خرابات بی‌قنا نتوان کرد
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۲۲۵

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

به خرابات فرو خواهم شد
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۲۷۴

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

با خراباتیان دردی کش
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۲۷۷

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

دی پیر من از کوی خرابات برآمد
حضور در متن۲ شاهد

غزل شمارهٔ ۳۴۵

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

مانا که یار ما به خرابات برگذشت
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۳۷۶

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

در خرابات خراب عشق تو
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۳۸۳

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

خراباتی است پر رندان دعوی دار دردی کش
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۳۹۶

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

اوفتادش بر خراباتی گذر
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۴۰۴

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

میان جمع رندان خرابات
حضور در متن۳ شاهد

غزل شمارهٔ ۴۳۸

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

مست شدم تا به خرابات دوش
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۴۵۰

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

بی روی تو کعبه‌ها خرابات
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۴۵۶

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

درد خرابات مپیمای کم
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۴۶۷

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

در خرابات خراب عاشقی
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۴۷۱

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

گه به خرابات دوان بوده‌ام
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۴۸۰

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

جاروب خرابات شد این خرقهٔ سالوس
حضور در متن۲ شاهد

غزل شمارهٔ ۵۱۵

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

چو یار اندر خرابات است من اندر کعبه چون باشم
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۵۲۸

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

نه مرد مناجاتم نه رند خراباتم
حضور در متن۲ شاهد

غزل شمارهٔ ۵۹۳

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

ما درد فروش هر خراباتیم
حضور در متن۲ شاهد

غزل شمارهٔ ۶۰۰

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

در دیر مغان راه خرابات گرفتیم
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۶۰۵

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

ما ز خرابات عشق مست الست آمدیم
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۶۱۶

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

بیا تا در تماشای خرابات
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۶۱۸

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

لیکن شب و روز در خرابات
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۶۲۰

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

گه محرم کم زن خراباتیم
حضور در متن۳ شاهد

غزل شمارهٔ ۶۲۳

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

ما ره ز قبله سوی خرابات می‌کنیم
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۶۵۹

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

در کوی خرابات و خرافات فتادم
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۷۳۹

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

نیست اکنون در خرابات مغان
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۷۷۱

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

در خرابات آی تا حاصل کنی معیار داری
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۷۸۵

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

گه ز مسجد به خرابات بری
حضور در متن۱ شاهد

غزل شمارهٔ ۸۰۳

عطار · دیوان اشعار · غزلیات

زنهار مشو تو در خرابات
حضور در متن۱ شاهد

گفتهٔ عباسه دربارهٔ روز رستخیز

عطار · منطق‌الطیر · عذر آوردن مرغان

گاه نفسم در خرابات افکند
حضور در متن۱ شاهد

(۱۰) حکایت ابوالفضل حسن و کلمات او در وقت نزع

عطار · الهی نامه · بخش دوم

که آنجا هم خراباتی بسی هست
حضور در متن۱ شاهد

حکایت گربه و موش و باده

عطار · بلبل نامه

به مستی جمله رندان در خرابات
حضور در متن۱ شاهد

آمدن هدهد در نصیحت بلبل باو که راه بسی باریکست

عطار · بلبل نامه

روا دای که رندان خرابات
حضور در متن۱ شاهد

الحکایه و التمثیل

عطار · اسرارنامه · بخش نهم

برو سوی خرابات و نشان خواه
حضور در متن۱ شاهد

المقاله الثالث عشر

عطار · اسرارنامه · بخش سیزدهم

زمانی درد نوشم در خرابات
حضور در متن۲ شاهد

الحکایه و التمثیل

عطار · اسرارنامه · بخش هفدهم

که شد روزی جهودی در خرابات
حضور در متن۱ شاهد

شمارهٔ ۶

عطار · مختارنامه · باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات

خمّار و خرابات نشین میخواهد
حضور در متن۱ شاهد

شمارهٔ ۱۳

عطار · مختارنامه · باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات

دُردی خرابات حرام است ترا
حضور در متن۱ شاهد

شمارهٔ ۴۹

عطار · مختارنامه · باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات

مستیم و خراب در خرابات فنا
حضور در متن۱ شاهد

شمارهٔ ۵۰

عطار · مختارنامه · باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات

در کنج خرابات خراب افتاده
حضور در متن۲ شاهد

در تحقیق صحبت فرماید

عطار · بیان الارشاد

خراباتی شوی میخوارگردی
حضور در متن۳ شاهد

هم در این معنی بنوع دیگر فرماید

عطار · هیلاج نامه

میان پاکبازان در خرابات
حضور در متن۸ شاهد

در نموداری عشق به هر انواع گوید

عطار · هیلاج نامه

گهی مستانه و گه در خرابات
حضور در متن۱ شاهد

در معنی وسقاهم ربهم شراباً طهورا فرماید

عطار · هیلاج نامه

چو جام ما خوری اندر خرابات
حضور در متن۱ شاهد

در صفت دل و اسرار توحید و حقایق فرماید

عطار · هیلاج نامه

زمانی مست عشقی در خرابات
حضور در متن۳ شاهد

در عین العیان توحید گوید

عطار · هیلاج نامه

از آن مستم که در عین خرابات
حضور در متن۱ شاهد

جواب منصور شیخ جنید را (قس)

عطار · هیلاج نامه

چو رندان در دمی کش درخرابات
حضور در متن۱ شاهد

سخن گفتن منصور با شیخ کبیر قدس سره

عطار · هیلاج نامه

حقیقت در خراباتم نشستند
حضور در متن۱ شاهد

در اسرار قربت شیطان فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

همی نالد خوشی اندر خرابات
حضور در متن۱ شاهد

در سؤال کردن پیر از ابلیس در پاکی در لعنت و نافرمانی کردن فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

ز طوقت هست شوقی در خرابات
حضور در متن۱۳ شاهد

در صفت جان و اثبات توحید کل فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

خراباتی شو و عین خرابی
حضور در متن۷ شاهد

در صفت ره یافتن و می عشق خوردن و جانان دیدن بتحقیق گوید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

خرابات فنا کن اختیارت
حضور در متن۳ شاهد

در بیرون کردن جبرئیل علیه السلام حضرت آدم صفی را از بهشت ونصیحت کردن جبرئیل اورا فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

خراباتست گورستان نظر کن
حضور در متن۳ شاهد

در خطاب کردن با روح القدس و فضایل آن گفتن و عجز و مسکینی آوردن و تسلیم شدن در همه احوال فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

خراباتی شدم اندر خرابات
حضور در متن۱۷ شاهد

حکایت کردن از شیخ شبلی در بی نشانی حسین منصور ازعالم و در بی نشانی یافتن فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

خراباتی شو از عین خرابی
حضور در متن۱ شاهد

در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

گهی اندر خراباتست ساکن
حضور در متن۱۰ شاهد

در خطاب هاتف غیب پاکباز را و درد او را استماله کردن و دلخوشی فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

خراباتی که او حق میشناسد
حضور در متن۷ شاهد

در نصیحت کردن سالک دردمند و در مراقبت احوال خودکردن فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

شود رندانه در سوی خرابات
حضور در متن۲ شاهد

در صفت وصل و دریافتن راز کل بهر نوع فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

دو روزی روی نِه سوی خرابات
حضور در متن۲ شاهد

در ترک صفت صورت و یکتا بودن فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر اول

تو جامی خوردهٔ اندر خرابات
حضور در متن۱ شاهد

قصّه منصور و عیان او بهر نوع فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر دوم

که کُشته در خرابات اوفتادست
حضور در متن۲ شاهد

بود این آن زمان از خویش پنهان

عطار · جوهرالذات · دفتر دوم

خراباتی است در عین خرابات
حضور در متن۱ شاهد

تمامی اشیا از یک نور واحدند

عطار · جوهرالذات · دفتر دوم

گهی اندر خرابات مغانست
حضور در متن۱ شاهد

تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)

عطار · جوهرالذات · دفتر دوم

دمی اندر خراباتم نشسته
حضور در متن۱ شاهد

تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه)

عطار · جوهرالذات · دفتر دوم

حقیقت بت پرستم در خرابات
حضور در متن۱ شاهد

سؤال نمودن ازمنصور که ابلیس در عین تلبیس است و جواب دادن منصور آن شخص را

عطار · جوهرالذات · دفتر دوم

گهی اندر خراباتست ساکن
حضور در متن۱ شاهد

پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه)

عطار · جوهرالذات · دفتر دوم

گهی اندر خراباتی تو در کار
حضور در متن۴ شاهد

سؤال کردن مرید از پیر در حقایق فرماید

عطار · جوهرالذات · دفتر دوم

خراباتی است دنیا در خرابی
حضور در متن۳ شاهد

سؤال کردن در علم تفسیر فرماید رحمةاللّه

عطار · جوهرالذات · دفتر دوم

خراباتست گورستان نظر کن
حضور در متن۲ شاهد

ذکر بایزید بسطامی رحمة الله علیه

عطار · تذکرة الأولیاء

گفت: چه جای این حدیث است که ما را نیز به دل تو نشانی می‌دهند که انا عند المنکسر قلوبهم. اگر آسمانیانند از زمینیان می‌جویند و اگر زمینیان اند از آسمانیان می‌طلبند. اگر جوان است از پیر می‌طلبد واگر پیر است از جوان می‌طلبد واگر خراباتی است از زاهد می‌طلبد. اگر زاهد است از خراباتی می طلبد
حضور در متن۱ شاهد

ذکر امام شافعی رضی الله عنه

عطار · تذکرة الأولیاء

نقل است که شافعی روزی وقت خود گم کرد. به همه مقامها بگردید و به خرابات برگذشت و به مسجد و مدرسه و بازار بگذشت، نیافت. و به خانقاهی برگذشت. جمعی صوفیان دید که نشسته بودند. یکی گفت: وقت را عزیز دارید که وقت بیاید. شافعی روی به خادم کرد و گفت: اینک وقت بازیافتم. بشنوکه چه می‌گویند.
حضور در متن۱ شاهد

ذکر ابوالعباس نهاوندی رحمةالله علیه

عطار · تذکرة الأولیاء

نقلست که شیخ را مریدی بود مالدارو زکوتش می‌بایست دادن یک روز پیش شیخ آمد و گفت: ایهاالشیخ زکوة بکه دهم گفت: با هرکسی که دلت قرار گیرد آن مرد برفت و در سری راه درویش دید نابینا که نشسته بود و سئوال می‌کرد و اضطراب ظاهر دشات دلش بر وی قرا رگفت: که چشم ندارد و استحقاق عظیم دارد آن زکوة و چیزی بوی بدهم درستی زر در کیسه داشت بیرون آورد بوی داد نابینا دست زده وزن کرد گران نمود دانست که زر است شادمان شد مرد برفت و بامداد بدینجا گذر کرد که راه گذارش بروی بود دید که آن نابینا با نابینای دیگر می‌گوید که دیروز خواجهٔ بدینجا گذر کرد و درستی زر به من بداد برفتم به فلان خرابات و شب تا روز با فلان مطربه دمی عشرت کردم مرید شیخ چون آن شنید مضطرب شد و پیش شیخ آمد و ازحال نابینا خواست که بگوید شیخ کلاهی فروخته بود و بر همان عادت که داشت یک درم باوی داد گفت: برو هر که ترا نخست کس پیش آمد باو بده مرید آن درم بستاند و برفت در راه نخست کسی که او را پیش آمد علوی بود زود آن درم شیخ را باو داد وعلوی آن درم بستاند و برفت مرد گفت: باش تا در عقب او بروم و بنگرم تا او این درم بچه صرف می‌کند پس در پی او برفت تا علوی به خرابه رسید به آنجا درآمد کبک مردهٔ از زیر جامه بکشید و بر آنجا بینداخت و بیرون آمد و مرید گفت: ای جوانمرد به خداوند بر تو که راست گوی تا این چه حالست و این چه کبک مرده که بدینجا انداختی گفت: بدانکه آنچه بر ما رسیده است اگر بگویم از حق تعالی شکایت کرده باشم اما چون سوگند عظیم دادی به ضرورت بباید گفتن مردی درویش و عیال دارم و امروز هفت روز است که من و اهل و فرزندان طعام نیافته‌ایم گفتم اگر مرا و اهل مرا صبر باشد طفلان مرا نباشد و این برای ایشان مباح شده است ببرم تا ایشان بخورند و مرا ذل سؤال سخت میامد که برای نفس دست پیش غیر آورم ازوی چیزی طلب کنم و می‌گفتم خداوندا تو می‌دانی ازحال من و فرزندان من باخبری که اضطراب به کمال رسیده است و مرا از خلق چیزی طلب کردن خوش نمی‌آید من درین گفتار بودم که تو این درم بمن دادی چون وجه حلال یافتم برفتم و آن مرغ بیانداختم و اکنون بردم و این در مرا در وجه قوتی صرف کنم و آن مرد تعجب کرد و گفت: عجب حالی پیش شیخ آمد و پیش از آنکه با شیخ گوید شیخ گفت: ای مرد این روشن است که تو با عوان معامله کنی و با ظالمان خرید و فروخت لاجرم مالی که گرد آید از حرام بود و زکوة آن به چنین مرد رود که با شراب دهد که اصل کار در معامله است و گوش بدخل و خرج داشتن که هرچه بدهی به جایگاه افتد چنانکه این درم که من از کسب خود پیدا کرده‌ام تا لاجرم سزاوار علوی شد و حق به مستحق رسید.
حضور در متن۱ شاهد

ذکر شیخ ابوالفضل حسن

عطار · تذکرة الأولیاء

نقلست که چون وفاتش نزدیک رسید گفتند ترا فلان جای درخاک کنیم که آنجا خاک مشایخ و بزرگان است گفت: زنهار من کیستم که مرا در جوار چنان قوم درخاک کنید بر بالای آن تل خواهم آنجا خراباتیان و دوالک بازان در خاکند در برابر ایشان مرا در خاک کنید که ایشان برحمت او نزدیکتر باشند که بیشتر آب تشنگان را دهند رحمةالله علیه.

ارتباط‌ها و خوانش‌ها

۰ مورد
ارتباطی در این محدوده ثبت نشده است.