نماد
خرابات
پیشنهادیفضای نمادین بیرون از قراردادهای ظاهرگرایانه و محل تحول یا رندی.
· پیشنهادی
ویرایش مشخصات موجودیت
گزارش تکراری یا پیشنهاد ادغام
۳وقوع در ۲ شعر
نمای پژوهشی
تعداد وقوع لفظی۳
شعرهای دارای وقوع لفظی۲
شاهد ثبت موجودیت۰
شاعران۱
ارتباطهای تأییدشده۰
خاستگاه و وضعیت
منبعپیشنهاد واژگانی
نوع دادهپیشنهاد ماشینی
فرادادهٔ خاستگاه در نمای پژوهش آشکار است؛ این اطلاعات در تجربهٔ عمومی بر متن غلبه نمیکند.
شواهد مستقیم
۲ موردحضور در متن۲ شاهد
فصل نوزدهم - فرمود که شب و روز جنگ میکنی و طالب تهذیب
مولوی · فیه ما فیه
فرمود که شب و روز جنگ میکنی و طالب تهذیب اخلاق زن میباشی و نجاست زن را بخود پاک میکنی خود را درو پاک کنی بهتر است که او رادر خود پاک کنی خود را بوی تهذیب کن سوی او رو و آنچ او گوید تسلیم کن اگرچه نزد تو آن سخن محال باشد و غيرت را ترک کن اگرچه وصف رجالست و لیکن بدین وصف نیکو وصفهای بددرتو میاید از بهر این (معنی) پیغامبر صلی اللّه علیه و سلمّ فرمودلارُهْبَانِیَّةَ فِی الْاِسْلَامِ که راهبان را راه خلوت بود و کوه نشستن و زن ناستدن و دنیا ترک کردن خداوند عزوجل راهی باریک پنهان بنمود پیغامبر را (صلی اللهّ علیه و سلمّ) و آنچیست زن خواستن تا جور زنان میکشد و محالهای ایشان میشنود و برو میدوانند و خود را مهذب میگرداند وَاِنَّکَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیْمٍ جور کسان برتافتن و تحمل کردن چنانست که نجاست خود را دریشان میمالی خلق تو نیک میشود از بردباری و خلق ایشان بد میشود از دوانیدن و تعدیّ کردن پس چون این را دانستی خود را پاک میگردان ایشان را همچو جامه دان که پلیدیهای خود را دریشان پاک میکنی و تو پاک میگردی و اگر با نفس خود برنمیآیی از روی عقل با خویش تقریرده که چنان انگارم که عقدی نرفته است معشوقهایست خراباتی هرگه که شهوت غالب میشود پیش وی ميروم باین طریق حمیّت را و حسد و غيرت را ازخود دفع میکن تا هنگام آن که ورای این تقریر ترا لذتّ مجاهده وتحمّل رو نماید و از محالات ایشان ترا حالها پدید شود بعد از آن بی آن تقریر تو مرید تحمّل و مجاهده و بر خود حیف گرفتن گردی چون سود خود معين درآن بینی.
حضور در متن۱ شاهد
فصل سی و سوم - دیدمش بر صورت حیوان وحشی و علیه جلد الثعلب
مولوی · فیه ما فیه
کعبه باطاعتت خراباتست تا ترا بود با تو در ذاتست
ارتباطها و خوانشها
۰ موردارتباطی در این محدوده ثبت نشده است.